خاستگاه انگور یاقوتی سیستان

انگور از مهمترین میوه های جهان به شمار می رود. فسیلهای بذر و برگ این گیاه در رسوبهای مربوط به دوران سوم زمین شناسی در آمریکای شمالی و اروپا کشف شده است. میوه آن از زمانهای بسیار قدیم مورد استفاده بشر قرار می گرفته است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهند، انگور از دوران نخستین و عهد مفرغ به عنوان یک ماده غذایی مورد توجه انسان های اولیه بوده است. انگور به طور وحشی و به مقدار فراوان در جنگلها وجود داشته و انسانهای نخستین از برگ و میوه آن بهره می جسته اند. اعتقاد آگاهان بر آن است که اهلی سازی و کشت و کار انگور در حدود ۳۵۰۰-۳۰۰۰ سال قبل از میلاد از ارمنستان در نزدیکی دریای خزر آغاز شده و سپس از سمت غرب به اروپا و از سمت شرق به ایران و افغانستان گسترش یافته است. دامنه وسیع سازگاریو انعطاف پذیری ژنتیکی قابل توجه این گیاه باعث شده تا در همه قاره ها و تحت شرایط متنوع آب و هوایی اعم از معتدله، نیمه گرمسیری، گرمسیری و شرایط آگرواکولوژیکی متفاوت از کوهها تا دشتها و سواحل دریاها توسعه یابد.

انگور گیاهی از تیره Ampelidaceae است که آن را Sarmantaceae یا Vitaceae نیز می نامند. این تیره شامل بیش از ۱۴ جنس و حدود ۱۰۰۰ گونه مختلف است. تعدادی از آنها، جزء گیاهان زینتی بوده و جنسهای دیگر به استثنای جنس Vitis که از لحاظ تغذیه مورد توجه می باشد؛ فاقد اهمیت می باشند. مهمترین گونه این جنس V.vinifera معروف به نوع اروپایی است که بیش از ۹۰ درصد انگورهای تولید شده در جهان مربوط به واریته های متعلق به این گونه است.

ارقام این گونه با توجه به اینکه از بالاترین کیفیت جهت تازه خوری، فرآوری و تولید کشمش برخوردارند، بسیار مورد توجه هستند. اغلب گیاه شناسان معتقدند که موطن اینگونه، آسیای صغیر و منطقه ای بین دریای سیاه و خزر می باشد. در حال حاضر انگورها وسیعترین دامنه گسترش و پراکندگی را در بین درختان میوه خزاندار دنیا دارند. تقریبا حدود نیم هکتار از هر ۶۰ هکتار زمین کشت شده در دنیا به انگور اختصاص داشته و یک درصد از کل شاغلین در مراحل مختلف تولید، فرآوری و تجارت این محصول مشغول به کار می باشند.

خاستگاه انگور یاقوتی سیستان

انگور در سیستان

انگور مهمترین محصول باغی در منطقه سیستان است که ارقام متنوعی از آن همچون: یاقوتی قرمز، یاقوتی سفید، فخری، سنگک، امیری، لعل، حاجی عباسی، چشم گاوی، قندهاری، مایه میش، غلامی، شست عروس و … را می توان در این سرزمین یافت. انگور یاقوتی قرمز که رقم غالب تاکستانهای سیستان است، از گروه انگورهای اروپایی Vitis vinifera و از انواع انگورهای بی دانه می باشد که به مصرف تازه خوری می رسد. لازم به ذکر است، صفت بی دانگی در انگور های رومیزی بسیار اهمیت داشته و نقش زیادی در بازار پسندی آنها دارد. از این رو در حال حاضر، تحقیقات گسترده ای در دنیا روی این صفت و انگورهای حائز آن متمرکز شده است. نکته قابل تأمل آنکه انگورهای بی دانه در واقع حاصل وقوع موتاسیون بوده و خاستگاه این دسته مهم از انگورهای جهان را ایران و افغانستان می دانند. با این وصف و با توجه به موقعیت جغرافیایی سیستان، بدون تردید این منطقه از مراکز پیدایش انگورهای بی دانه بوده است. شواهد باستان شناسی حاکی از قدمت چند هزار ساله کشت و کار و تنوع ارقام انگور در این منطقه، گواه متقنی بر این مدعاست.

اهمیت اقتصادی

مهمترین ویژگی انگور یاقوتی قرمز سیستان که به آن نقشی ممتاز و بی بدیل می دهد، زودرسی و نوبرانه بودن آن است. رقم یاقوتی قرمز در شرایط اقلیمی این دشت، هفته اول خرداد ماه قابل عرضه به بازار مصرف می باشد. این زمان از سال مصادف با بروز خلاء شدید در بازار میوه کشور و اوج تقاضای بازار می باشد که صد البته افزون بر این مزیت نسبی، عطر، طعم و جلوه و جلای ظاهری و منحصر به فرد آن را نیز نباید از نظر دور داشت. قدر مسلم آنکه در صورت فراهم شدن زیرساختهای لازم در چرخه تولید، توزیع و بازاررسانی، این محصول می تواند نقش موثری در بهبود وضعیت معیشتی کشاورزان، اوضاع اقتصادی و اجتماعی منطقه و حتی تأمین بخشی از نیاز کشور ایفا نماید.

توصیه های فنی مهم

۱- کاشت: از انجا که احداث باغ، یک سرمایه گذاری بلند مدت است و هزینه قابل توجهی را در پی دارد، بایستی کلیه جوانب اعم از وجود آب کافی مخصوصاً در طی فصل رشد، خاک مناسب و حاصلخیز و سایر مسائل مربوط به داشت، برداشت و حتی پس از برداشت مورد توجه قرار گیرد. که البته در شرایط سیستان، تأمین آب مطمئن مهمترین دغدغه است. موضوع دیگری که در سالهای اخیر و به دنبال رواج استحصال آب از چاهکها جهت کشاورزی بایستی مورد توجه قرار گیرد کیفیت آب آبیاری است که با توجه به اینکه این رقم انگور مقاومت زیادی نسبت به شوری ندارد، از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. از آنجا که در بخشهایی از اراضی این دشت، گاه به لایه هایی سخت و تقریبا غیر قابل نفوذ خاک مواجه می شویم، حفر پروفیل تا عمق ۵/۱- ۲/۱ متری، مخصوصا در خاکهای بکر و فاقد سابقه کشت و کار، جهت جلوگیری از ایجاد مشکلات بعدی و نیز چاره جویی برای از میان برداشتن چنین لایه هایی کاملا ضروری است.

۲- برداشت: باید در ساعات خنک روز (صبح زود یا عصر) انجام شود. چنانچه ناچار به برداشت در ساعات گرم روز هستید، سعی کنید جعبه ها را بلافاصله در مکان مناسبی در سایه قرار داده و یا در معرض هوای خنک (کولر) دمای محصول را کاهش دهید. این اعمال می تواند نقش موثری در کاهش ضایعات محصول داشته باشید.

۳- جابجایی و حمل: توصیه می شود در صورت بعد مسافت، این کار طی ساعات خنک شب و در صورت عرضه به بازارهای محلی و استانی، اوایل صبح انجام می شود.

۴- بهبود کیفیت با استفاده از هورمون جیبرالین: یکی از معایب انگور یاقوتی قرمز، تراکم خوشه و کوچک بودن اندازه حبه هاست. این مسئله سبب می شود تا هم زمینه آلودگی آن به قارچها و عوامل زنده مخرب دیگر افزایش یابد و هم امکانشستشوی کامل آن وجود نداشته باشد. جهت رفع این مشکل می توان از هورمون جیبرالین استفاده نمود. هورمون مذکور ضمن آنکه باعث طویل شدن خوشه و انشعابات آن می گردد، با القای ریزش درصدی از گلها، می تواند تنک شدن خوشه و در نتیجه درشت شدن حبه های باقی مانده را در پی داشته باشد. این هورمون در بازار با نام تجاری برلکس عرضه می شود و نتایج پژوهشهای انجام گرفته در منطقه نشان داده است، محلول پاشی با این هورمون به غلظت ppm 100 و در مرحله گلدهی کامل بیشترین تأثیر را در این خصوص دارد.

خاستگاه انگور یاقوتی سیستان

موانع و مشکلات توسعه انگور کاری در منطقه سیستان

۱- نبود آب مطمئن و کافی: مهمترین مانع و عامل مخرب باغات در منطقه سیستان به شمار می رود.چنانکه می دانیم این دشتاز نقطه نظر تأمین آب کاملا به ورودی آب از آن سوی مرزها وابسته است که این مسئله ریسک پذیری کشاورزی و مخصوصا باغبانی را در این خطه شدیداً افزایش داده است. از آنجا که فصل رشد و باردهی انگور مصادف با افت حجم ورودی آب به رود هیرمند می باشد، این موضوع سبب شده حتی در ترسالی ها نیز باغات از آب کافی بهره مند نگردند. این معضل در طی سالیان طولانی وجود داشته و باعث گردیده تا کشاورزان منطقه که گاه ضرر و زیانهای زیادی را از این رهگذر تجربه کرده اند، انگیزه کتری برای احداث باغ داشته باشند و بیشتر به زراعت محصولات یک ساله رو آورند.

۲- بر هم خوردن تعادل اکولوژیکی منطقه: این مسئله مخصوصا طی سالهای اخیر به دنبال خشکسالی طولانی و قطع جریان ورودی آب به دریاچه هامون حادث گردیده است که نمود آن در طوفان های سهمگین و متعدد می توان مشاهده کرد. این طوفانها گرد و غبار فراوان و بسیار شور را به همراه داشته که بوته های تاک را کاملا می پوشانند و امکان انجام فعالیت های حیاتی را از آنها سلب می کنند.

۳- عدم وجود تشکل های فعال باغداری: چنانکه گفته شد نبود آب مطمئن و بروز خشکسالیهای دوره ای سبب شد تا علیرغم ارزش اقتصادی بالای انگور تولیدی در این منطقه، کشت و کار آن توسعه چندانی نیابد و غالبا باغداران خرده پا بوده سطوح محدودی از اراضی خود را به ایجاد باغ انگور اختصاص دهند. پس واضح است در چنین شرایطی بسیاری از فرصتها همچون صدور بخشی از محصول به سایر استانها، بهبود بسته بندی و شرایط حمل ونقل و از همه مهمتر کنترل بازار از وی سلب می شود. پیامد این قضیه عرضه زیاد محصول در سالهای پر آبی به بازارهای محلی است که در نتیجه آن بعلت کاهش قیمت ها سود چندانی عاید باغذار نخواهد شد.

۴- عدم وجود صنایع بسته بندی، حمل و نگهداری: در حال حاضر انگورهای برداشت شده داخل جعبه های بزرگ و گاه مستعمل با ظرفیت ۲۰-۱۵ کیلوگرم قرار داده می شود که چنین جعبه هایی هیچ انطباقی با استانداردهای روز دنیا نداشته و ضایعات فراوان محصول را در پی دارد. حمل و نقل محصول نیز با وانت و کامیونهای روباز و فاقد امکانات برودتی صورت می گیرد که با توجه به طبیعت گرم و خشک این منطقه و استانهای مجاور، عمر پس از برداشت آن بسیار کاهش یافته و ریسک پذیری محصول در صورت حمل به بازارهای مصرف خارج استانی افزایش می یابد. از سوی دیگر از آنجا که طول دوره برداشت در این رقم با توجه به گرمای هوای منطقه کوتاه بوده و از ۴-۳ هفته تجاوز نمی کند، وجود سردخانه میوه می تواند به تعادل عرضه و تقاضا مخصوصا در اواخر دوره برداشت کمک کند، که متاسفانه در حال حاضر چنین امکاناتی نیز وجود ندارد.

منبع: مزرعه نو

 

مزرعه نو
۲۱ آذر ۱۳۹۴
77 بازدید